02188962168                                مشاوره رایگان در این موسسه صورت نمی گیرد                  
موسسه حقوقی آرازفرتاک
تلفن موسسه حقوقی آرازفرتاک        ۸۸۹۶۲۱۶۸ ۰۲۱
(مشاوره با پرداخت هزینه )تعیین نوبت وارسال مدارک          ۰۹۱۹۷۳۶۴۰۳۵

واخواهی یا اعتراض به حکم غیابی در امور مدنی

حکم-قرار-ابلاغ واقعی-حق اعتراض در حکم غیابی-جهات عذر موجه-تفاوت واخواهی در امور مدنی و امور کیفری-مهلت واخواهی-مرجع رسیدگی به واخواهی
خلاصه

واخواهی از مصدر واخواندن و اعتراض می باشد و معنای حقوقی آن از معنای لغوی دور نمانده و آن هم به معنای اعتراض است؛ اعتراض به احکام غیابی


توضیحات

واخواهی به چه معناست؟

واخواهی از مصدر واخواندن و اعتراض می باشد و معنای حقوقی آن از معنای لغوی دور نمانده و آن هم به معنای اعتراض است؛ اعتراض به احکام غیابی . پیش از ورود به موضوع می بایست با دو واژه آشنا شویم: حکم و قرار
در یک تقسیم بندی کلی آرا به دو دسته حکم و قرار تقسیم می گردند:

حکم

مطابق ماده ۲۹۹ قانون آیین دادرسی مدنی، چنانچه رای دادگاه راجع به ماهیت دعوا و قاطع آن به طور جزیی یا کلی باشد، حکم و در غیر این صورت قرار نامیده میشود
با توجه به این ماده قانونی، اگر تصمیم دادگاه دو ویژگی زیر را داشته باشد، حکم نامیده میشود:
الف) آن تصمیم راجع به ماهیت دعوا باشد: یعنی تصمیم دادگاه، به اصل اختلاف و دعوای میان اشخاص، مربوط باشد. به عنوان مثال الف. در دادگاه، دعوایی اقامه کرده و مدعی میشود که ب بدون مجوز قانونی ملک ایشان را تصرف کرده است و شخص ب در مقابل ادعا می کند که شخص الف اصلاً مالک ملک نیست؛ تصمیمی که دادگاه در رابطه با درست یا غلط بودن گفتههای شخص ب میگیرد، مربوط به ماهیت دعوا نیست و حکم محسوب نمیشود، زیرا ماهیت و اصل دعوا در این مثال، تصرف یک ملک بوده؛ نه اینکه مالک آن، چه کسی است.
ب) آن تصمیم، دعوای مطرحشده را تمام کند و پرونده را از دادگاه ببرد؛ برای مثال اگر قاضی به علت  تخصصی بودن یک دعوا، تصمیم بگیرد که از یک کارشناس کمک بگیرد و دستور بدهد که پرونده را نزد کارشناس بفرستند، به هیچ وجه نباید گفت که قاضی در مورد دعوا حکم صادر کرده است چرا که می بایست منتظر نظر کارشناس بماند تا بتواند نظر نهایی خود را اعلام دارد

قرار

طبق ماده فوق الذکر هرگاه دادگاه تصمیمی بگیرد که مربوط به ماهیت دعوا نباشد یا قاطع دعوا محسوب نشود، آن تصمیم، قرار نامیده میشود. به عنوان مثال، اگر دادگاه در دعوای شخص الف علیه شخص ب، تصمیم بگیرد که واقعاً شخص ب به اقدام به تصرف غیرقانونی ملک الف کرده است، این تصمیم دادگاه، «حکم» نامیده میشود. این در حالی است که اگر در همین مثال قاضی پرونده را برای براورد میزان خسارت وارد شده به الف به کارشناس ارجاع دهد، این امر قرار محسوب می شود؛ قرار کارشناسی



 

ماده ۲۹۵ تا ماده ۲۹۹

گفتیم که واخواهی، راه اعتراض به احکام غیابی است؛ آن هم از سوی خوانده غایب شکست خورده در دعوا یا به زبان حقوقی محکوم علیه غایب چرا که کلیه احکام نسبت به خواهان دعوا حضوری است. اما باید بدانیم که حکم غیابی به چه حکمی گفته می شود؟ مطابق ماده ۳۰۳ از همان قانون حکم دادگاه حضوری است مگر اینکه خوانده یا وکیل یا قائم مقام یا نماینده قانونی وی در هیچ یک از جلسات دادگاه حاضر نشده و به طورکتبی نیز دفاع ننموده باشد و یا اخطاریه ابلاغ واقعی نشده باشد. در نتیجه برای اینکه بگوییم یک حکمی غیابی است، چند شرط لازم است:

خوانده یا وکیل او درهیچ یک از جلسات دادگاه حاضر نشده باشد یا اینکه در صورت عدم حضور لایجه ای برای دفاع ارائه نداده باشد
اخطاریه جهت دعوت به دادگاه به صورت واقعی ابلاغ نشده باشد. به طور کلی برای ابلاغ اوراق قضایی دو راه پیش بینی شده است: ابلاغ واقعي و قانونی
ابلاغ واقعی در صورتي است كه برگ موضوع ابلاغ ، طبق تشريفات قانوني در مورد اشخاص حقيقي به مخاطب يا به شخصي كه صلاحيت وصول برگ را دارد (براي مثال در مورد کودکان به ولي یا سرپرست آنان و در مورد محجورين به قيم ایشان) تحويل داده شود ودر مورد اشخاص حقوقي به شخصي كه به طور قانوني صلاحيت دريافت اوراق را دارد، تحويل داده شود ودر برگ ديگر از آنان رسيد دريافت گردد و  ابلاغ قانوني در صورتي است كه برگ موضوع ابلاغ، طبق تشريفات قانوني به لحاظ عدم دسترسي به شخص مخاطب يا شخص ذي سمت يا شخصي كه به طور قانوني مسئول است، به شخص صالح ديگري تحويل داده شود و در برگ ديگر از آنان رسيد اخذ گردد.



 

اموری که واخواهی در آن انجام می شود

واخواهی هم در امور مدنی و هم در امور کیفری وجود دارد. در امور کیفری واخواهی برای جرایمی انجام می گردد که جنبه حق الناسی داشته باشد. لذا در صورت غیاب محکوم علیه این فرصت داده می شود که به حکمی که در غیابش صادر شده است اعتراض نماید.
در امور مدنی می توان اذعان داشت که در هر پرونده ای که خوانده یا وکیل وی در دادگاه حاضر نشود امکان واخواهی برای اور وجود خواهد داشت.



 

ابلاغ واقعی در صورتی است که برگ ابلاغ به شخص مخاطب رسیده باشد

احکام دادگاه حقوقی در خصوص خواهان،همواره حضوری محسوب می‌شود. چه در جلسه دادرسی باشد یا نباشد. چه او یا وکیل او لایحه به دادگاه فرستاده باشند یا خیر.در نتیجه غیابی بودن حکم فقط در خصوص خوانده مطرح است نه خواهان. از سوی دیگر توجه به بحث ابلاغ نیز بسیار مهم است. ابلاغ بر دو نوع است. ابلاغ قانونی و ابلاغ واقعی. ابلاغ واقعی در صورتی است که برگ ابلاغ به شخص مخاطب رسیده باشد. پس اگر ابلاغ واقعی باشد و مخاطب از مفاد برگ 
ابلاغ آگاه شده باشد، چه در جلسه‌ دادرسی حاضر باشد یا نباشد، حکم صادره نسبت به او حضوری محسوب می‌شود و دیگر بحث واخواهی مطرح نیست.



 

در صورتی که حکم غیابی باشد شخص حق دارد نسبت به آن حکم غیابی اعتراض کند

مشابه این بحث در آیین دادرسی کیفری و در خصوص متهم نیز صادق است. یعنی هرگاه متهم یا وکیل او در هیچ یک از جلسات دادگاه حاضر نشوند و لایحه نیز ارسال نکنند، حکمی‌که دادگاه در خصوص آن متهم صادر می‌کند، حکم غیابی بوده و آن شخص حق دارد نسبت به آن حکم غیابی اعتراض کند و این اعتراض همان واخواهی است. در آیین دادرسی کیفری نیز همیشه احکام نسبت به شاکی، حضوری محسوب می‌شوند. غیابی بودن حکم تنها در مورد متهم معنا می‌یابد.


 

جهات عذر موجه

جهات زير عذر موجه محسوب مي‌گردد:
1 - مرضي كه مانع از حركت است.
2 - فوت يكي از والدين يا همسر يا اولاد.
3 - حوادث قهريه از قبيل سيل، زلزله و حريق كه بر اثر آن تقديم دادخواست واخواهي در مهلت مقرر ممكن نباشد.
4 - توقيف يا حبس بودن به نحوي كه نتوان در مهلت مقرر دادخواست واخواهي تقديم كرد.




 

مواد قانونی قابل استناد - عتراض به حکم غیابی و واخواهی

 
اصل 34 قانون اساسی
دادخواهی حق مسلم هر فرد است و هر کس می‌تواند به منظور دادخواهی به دادگاه‌های صالح رجوع نماید. همه افراد ملت حق دارند این گونه دادگاه‌ها را در دسترس داشته باشند و هیچ‌کس را نمی‌توان از دادگاهی که به موجب قانون حق مراجعه به آن را دارد منع کرد.
 
اصل 36 قانون اساسی
حکم به مجازات و اجرای آن باید تنها از طریق دادگاه صالح و به موجب قانون باشد.
 
ماده 303 قانون آیین دادرسی مدنی
حکم دادگاه حضوری است مگر اینکه خوانده یا وکیل یا قائم مقام یا نماینده قانونی وی در هیچ یک از جلسات دادگاه حاضر نشده و به طورکتبی نیز دفاع ننموده باشد و یا اخطاریه ابلاغ واقعی نشده باشد.
 
ماده 304 قانون آیین دادرسی مدنی
در صورتی که خواندگان متعدد باشند و فقط بعضی از آنان در جلسه دادگاه حاضرشوند و یا لایحه دفاعیه تسلیم نمایند، دادگاه نسبت به دعوای مطروحه علیه کلیه خواندگان رسیدگی کرده سپس مبادرت به صدور رای می نماید، رای دادگاه نسبت به کسانی که در جلسات حاضر نشده و لایحه دفاعیه نداده اند و یا اخطاریه، ابلاغ واقعی نشده باشد غیابی محسوب است.
 
ماده 305 قانون آیین دادرسی مدنی
محکوم علیه غایب حق دارد به حکم غیابی اعتراض نماید. این اعتراض واخواهی نامیده می شود. دادخواست واخواهی در دادگاه صادر کننده حکم غیابی قابل رسیدگی است.
 
ماده 406 قانون آیین دادرسی کیفری
در تمام جرائم، به استثنای جرائمی که فقط جنبه حق اللهی دارند، هرگاه متهم یا وکیل او در هیچ یک از جلسات دادگاه حاضر نشود یا لایحه دفاعیه نفرستاده باشد، دادگاه پس از رسیدگی، رای غیابی صادر می کند. در این صورت، چنانچه رای دادگاه مبنی بر محکومیت متهم باشد، ظرف بیست روز از تاریخ ابلاغ واقعی، قابل واخواهی در همان دادگاه است و پس از انقضای مهلت واخواهی برابر مقررات حسب مورد قابل تجدید نظر یا فرجام است. مهلت واخواهی برای اشخاص مقیم خارج از کشور، دو ماه است.
تبصره ۱- هرگاه متهم در جلسه رسیدگی حاضر و در فاصله تنفس یا هنگام دادرسی بدون عذر موجه غائب شود، دادگاه رسیدگی را ادامه می دهد. در این صورت حکمی که صادر می شود، حضوری است.
تبصره ۲- حکم غیابی که ظرف مهلت مقرر از آن واخواهی نشود، پس از انقضای مهلت های واخواهی و تجدید نظر یا فرجام به اجراء گذاشته می شود. هرگاه حکم دادگاه ابلاغ واقعی نشده باشد، محکوم علیه می تواند ظرف بیست روز از تاریخ اطلاع، واخواهی کند که در این صورت، اجرای رای، متوقف و متهم تحت الحفظ به همراه پرونده به دادگاه صادر کننده حکم اعزام می شود. این دادگاه در صورت اقتضاء نسبت به اخذ تامین یا تجدید نظر در تامین قبلی اقدام می کند.
تبصره ۳- در جرائمی که فقط جنبه حق اللهی دارند، هرگاه محتویات پرونده، مجرمیت متهم را اثبات نکند و تحقیق از متهم ضروری نباشد، دادگاه می تواند بدون حضور متهم، رای بر برائت او صادر کند.
در صورتی که خوانده خارج از کشور باشد و ظرف مدت مشخص شده قادر به واخواهی نباشد، اجرای حکم چگونه است؟
قانون آیین دادرسی مدنی میان افراد مقیم ایران و افراد مقیم خارج از کشور قائل به تفکیک شده است. در حالی‌که این تفکیک در آیین دادرسی کیفری دیده نمی‌شود. به همین دلیل میان حقوقدانان اختلاف نظر است



 

تفاوت واخواهی در امور مدنی و امور کیفری

با وجود اینکه واخواهی در امور مدنی و کیفری از نظر مدت زمان مشترک هستند اما در این بین واخواهی در این دو مبحث دارای تفاوت هایی نیز می باشد.


 

این تفاوت واخواهی در امور مدنی و کیفری عبارتند از:

در امور کیفری، واخواهی برای جرایم حق الناسی امکان پذیر است و در جرایم حق اللهی صورت نمی گیرد. اما در امور مدنی واخواهی برای همه ی دعاوی ممکن است.
اگر مهلت واخواهی در امور کیفری منقضی شود و واخواهی صورت نگیرد در صورتی مجددا به او مهلت داده می شود که حکم دادگاه به او ابلاغ واقعی نشده باشد. لیکن در امور مدنی علاوه بر مورد عدم ابلاغ واقعی، در صورتی که فرد عذر موجهی داشته باشد می تواند مجددا واخواهی نماید.
در امور کیفری هرگاه متهم در جلسه رسیدگی حاضر شود و در فاصله تنفس یا هنگام دادرسی بدون عذر موجه غایب شود دادگاه رسیدگی را ادامه می دهد و حکم به صورت حضوری صادر می شود. قانون آیین دادرسی مدنی در این مورد مورد سکوت کرده است. که به نظر می رسد همین حکم در خصوص دعاوی حقوقی نیز اجرا شود.



 

مرجع رسیدگی به واخواهی

واخواهی منوط به تقدیم دادخواست و پرداخت هزینه دادرسی می باشد و دادخواست واخواهي در دادگاه‌  یا شورای حل اختلاف صادر كننده حكم غيابي قابل رسيدگي است و چنانچه در شهری که مرجع صادر کننده رأی غیابی در آن قرار دارد ، دفتر خدمات الکترونیک قضایی وجود داشته باشد ، برای ثبت و تقدیم دادخواست واخواهی به دفتر خدمات الکترونیک قضایی مراجعه می شود.


 

مهلت واخواهی

مهلت واخواهي از احكام غيابي براي كساني كه مقيم كشورند بيست روز و براي كساني كه خارج از كشور اقامت دارند دوماه از تاريخ‌ابلاغ واقعي خواهد بود ، تقديم دادخواست خارج از مهلت يادشده بدون عذر موجه قابل رسيدگي در مرحله تجديدنظر برابر مقررات مربوط به آن مرحله‌مي‌باشد ، مگر اينكه معترض به حكم ثابت نمايد عدم اقدام به‌ واخواهي در اين مهلت به‌دليل عذر موجه بوده است. دراين‌صورت بايد‌دلايل موجه بودن عذر خود را ضمن دادخواست واخواهي به دادگاه صادركننده رأي اعلام نمايد. اگر دادگاه ادعا را موجه تشخيص داد قرار قبول‌دادخواست واخواهي را صادر و اجراي حكم نيز متوقف مي‌شود .
درصورتي كه حكم ابلاغ واقعي نشده باشد و محكوم عليه مدعي عدم اطلاع از مفاد رأي باشد مي‌تواند دادخواست واخواهي به دادگاه صادركننده حكم‌غيابي تقديم دارد. دادگاه بدواً خارج از نوبت در اين مورد رسيدگي نموده قرار رد يا قبول دادخواست را صادر مي‌كند. قرار قبول دادخواست مانع اجراي‌حكم خواهد بود.




موسسه حقوقی آرازفرتاک بهترین موسسه حقوقی در تهران  به شماره ثبت  42395 می باشد.  که از حاذق ترین ومعتبرترین در بخش های حقوق تجارت بین الملل و حقوق و دعاوی ملکی،دعاوی حقوقی،دعاوی کیفری و... به ارائه خدمات مشاوره حقوقی و مشاور املاک و وکالت ( وکیل حقوقی در تهران ، وکیل ملکی، وکیل کیفری و وکیل مهاجرت و وکیل شهرداری...) به اشخاص حقیقی و حقوقی اعم از داخلی و خارجی می پردازد.این موسسه  حقوقی در زمینه های تجارت الکترونیک، حقوق استارتاپ ها و شرکت ها، قانون مالکیت معنوی و اموال و مالکیت ، خدمات حقوقی به شرکت های دانش بنیان می تواند به شما عزیزان مشاوره دهد

به طور حتم یک وکیل پایه یک دادگستری به تنهایی قادر نیست در تمامی حوزه های  حقوقی خدمت رسانی کند و راهنمایی تخصصی به همه موکلان خود بدهد لذا در یک موسسه حقوقی جمعی از وکلا حاضر می شوند و  هریک به طور تخصصی و همچنین گاها به صورت جمعی در موارد مختلف به کارشناسی می پردازند .