02188962168

تجاوز به عنف راه های اثبات آن ومجازات

تجاوز به عنف راه های اثبات آن ومجازات
خلاصه

تجاوز به عنف جرمی است که در ردیف مجازات های جنایی است. در کشورهای دیگر از لحاظ میزان مجازات به جنایت، جنحه و خلاف طبقه بندی شده اند. تجاوز به عنف در همه کشورها مجازات شدیدی دارد و به جنایت مربوط است.

5 12 99

تجاوز به عنف چیست ؟

تجاوز به عنف جرمی است که در ردیف مجازات های جنایی است. در کشورهای دیگر از لحاظ میزان مجازات به جنایت، جنحه و خلاف طبقه بندی شده اند. تجاوز به عنف در همه کشورها مجازات شدیدی دارد و به جنایت مربوط است. در قانون جمهوری اسلامی ایران در ماده٨٢ قانون مجازات اسلامی مجازات تجاوز به عنف اعدام است.
عنف در لغت به معنی خشونت و زور است و منظور از اصطلاح تجاوز به عنف انجام نزدیکی جنسی بدون رضایت زن و با استفاده از قهر و غلبه است. البته باید توجه داشت که اثبات بدون رضایت و خواست قربانی بودن نزدیکی جنسی برعهده قربانی است که این موضوع مشکلاتی را در روند رسیدگی به این پرونده‌ها به وجود آورده است. درعین‌حال باید توجه داشت که تجاوز به عنف تنها در چهارچوب رابطه خارج از چهارچوب مشروع ازدواج _ اعم از دائم و موقت ــ به رسمیت شناخته شده است؛ به عبارت دیگر تجاوز به عنف نوعی از زنا است که همراه با عدم رضایت و خواست قربانی باشد. بنابراین توسل به خشونت جنسی در روابط میان زن و شوهر تجاوز به عنف محسوب نمی‌گردد.

 

اثبات جرم تجاوز جنسی


دلایل اثبات یک جرم مهم ترین و اصلی ترین مسیری است که قربانی برای احقاق حق خود باید آن را سپری نماید.قانون مجازات اسلامی برای اثبات زنا به اقرار، شهادت و علم قاضی اشاره کرده است .
 هرچند این ادله برای اثبات کلیه دعاوی حقوقی و جزایی عمومیت دارد و اختصاص به جرایم خاص  مانند تجاوز جنسی ندارد.در بحث تجاوز جنسی اقرار متهم بر علیه خود امری بعید است مگر اینکه اقرار از راه های قانونی و مشروع کسب نشده باشد که در آن صورت نیز ارزش اثباتی ندارد.
اقرار:متهم می بایست ۴ مرتبه در نزد قاضی اقرار نماید (اقرار در نزد پلیس ملاک نیست) که این جرم را مرتکب شده است اگر متهم در ابتدا اقرار و بعد انکار نماید، قاضی می بایست بر اساس علم خود تصمیم گیری نماید.
شهادت:همچنین مجرمین معمولا در برابر دیگران مرتکب جرم نمی شوند به خصوص جرمی مانند تجاوز جنسی که بیشتر از جرائم دیگر نیازمند پنهان کاری است ، در نتیجه استفاده از شهادت شهود در این موارد بسیار اندک است. 
علم قاضی:بنابراین تنها امکانی که یرای بزه دیده باقی می ماند استفاده از علم قاضی میباشد.در میان این ادله نقش علم قاضی بسیار مهم است. قضات می توانند با در نظر گرفتن جنبه ی خصوصی این جرم تلاش خود را برای کشف حقیقت به کار گیرند یا در جهت استفاده بهینه از سایر ادله به ان استناد کنند. علم قاضی از شیوه های مختلفی می تواند تحصیل شود گزارش اولیه پلیس ، نظریه ی پزشکی قانونی ، اظهارات متهم در جلسات متفاوت ، روابط قبلی میان متهم و قربانی و.. می تواند از مواردی باشد که به حصول علم قاضی کمک می کند.

 

ریشه های تجاوز به عنف چیست؟


آنچه مشخص است ریشه یابی و بررسی علل وقوع چنین جرایم وحشیانه ای است، امر مهمی که هیچ گاه در کشور ما و توسط مسئولین مورد توجه قرار نگرفته است.
تجاوز جنسی محصول یک اختلال شخصیت و ناشی از دوران کودکی و نوجوانی فرد بوده و در واقع به نوعی در دوران رشد روانی وی یعنی دوران دهانی، دفعی، سالوس، نهفتگی و بلوغ در او پدید آمده است و در زمان جوانی و میانسالی خودنمایی می‌کند.
جرایم جنسی عمدتا ارتباط تنگاتنگی با شرایط سنی، فرهنگی و اقتصادی مرتکبان دارد؛ البته این نوع جرایم در اکثر کشورهای جهان وجود دارد.
تجاوزات جنسی و به‌طور مشخص تجاوز به عنف از جمله جرایمی هستند که از قدیم‌الایام یعنی زمانی که بشر زندگی جمعی خود را آغاز کرد تا به امروز وجود داشته و هم‌اکنون نیز در کشورها و جوامع مختلف با انگیزه‌های متفاوت ارتکاب می‌یابد.
تجاوز جنسی به عنوان یک بزه معمولا به صور مختلف در قالب کودک‌آزاری از نوع آزار جنسی، زنای با محارم، سادیسم جنسی، پورنوگرافی و عورت‌نمایی انجام می‌شود و در دو حالت ماسوخیسم و یا سادیسم یعنی خود‌آزاری و دیگرآزاری خودنمایی می‌کند.
افرادی که دست به تجاوز جنسی می‌زنند، صرفا کسانی نیستند که نمی‌توانند رابطه جنسی با جنس مخالف یا حتی با جنس موافق برقرار کنند بلکه حتی در میان افرادی که دارای همسر و فرزند هستند این نوع جرایم دیده می‌شود.
مطالعه پرونده‌هایی که به صورت سریالی منجر به مرگ افراد می‌شود در کشورهای اروپایی و آمریکایی و حتی ایران نشان‌دهنده این است که مهاجم بعد از شناسایی قربانی در فرصتی مناسب ضمن تعرض جنسی، آزار و اذیت و حتی ربایش قربانی، او را به قتل می‌رساند.
لذا در یک جمع‌بندی کلی می‌توان گفت تجاوز جنسی محصول یک اختلال شخصیت و ناشی از دوران کودکی و نوجوانی فرد بوده و در واقع به نوعی در دوران رشد روانی وی یعنی دوران دهانی، دفعی، سالوس، نهفتگی و بلوغ در او پدید آمده است و در زمان جوانی و میانسالی خودنمایی می‌کند.
در مجموع تعرضات جنسی توسط افرادی انجام می‌شود که از لحاظ شخصیتی و روانی متعادل نیستند یا خود، قربانیان خشونت جنسی در دوران کودکی توسط افراد فامیل یا غریبه بوده‌اند یا اینکه مورد ضرب و شتم پدر و مادر قرار گرفته‌اند و از جنس مخالف کینه به دل دارند یا به دلیل آموزه‌ها یا آموزش‌های اعتقادی و باورهایی که به صورت غلط به آنها منتقل شده با دید این که جامعه را از این مفاسد پاک کنند، دست به ارتکاب این جرایم می‌زنند.
بسیاری از قربانیان تجاوز جنسی، با در نظر گرفتن پیامدهای خانوادگی، اجتماعی و حتی قضایی موضوع ترجیح می دهند تا به پیگیری نپردازند و آن را به صورت رازی سر به مهر در نهان خانه دل نگه دارند و حتی با نزدیکان خود نیز در میان نگذارند.
اما برای قربانیانی که بخواهند سکوت را بشکنند و اقدام به خودکشی کنند، چندین راه در قانون برای اثبات تجاوز پیش بینی شده که شامل چهار بار اقرار متهم، شهادت چهار مرد عادل و در نهایت علم قاضی است. تجربه ثابت کرده است، افراد متجاوز حاضر به اقرار نیستند و اتهام وارده را منکر می شوند.
تعدادی هم که در بازجویی ها و جلسات اولیه دادرسی اقرار می کنند، در فرآیند قضایی یاد می گیرند که باید انکار کنند، چون نتیجه چنین اقراری، چیزی جز اعدام نیست.
راه بعدی، شهادت چهار مرد عادل است که خود طنز تلخی است.
راه آخر عبارت است از علم قاضی که یکی از موارد آن گزارش پزشکی قانونی است.
شاید در میان گزینه های موجود، بهترین راه اثبات جرم از سوی قربانی مراجعه به پزشکی قانونی باشد، اما با توجه به اینکه آثار این نوع جنایت سریع و آسان پاک می شود، افراد باید بدانند که اگر مورد تجاوز قرار گرفتند، چه مراحلی را باید طی کنند تا شاید به نتیجه برسند.

 

عدم طرح شکایت در جرایم منافی عفت


بر اساس ماده ۱۰۲ قانون آیین دادرسی کیفری، انجام هرگونه تعقیب و تحقیق در جرایم منافی عفت ممنوع است و پرسش از هیچ فردی در این خصوص مجاز نیست، مگر در مواردی که جرم در مرئی و منظر عام واقع شده و یا دارای شاکی یا به عنف یا سازمان یافته باشد که در این‌صورت، تعقیب و تحقیق فقط در محدوده شکایت و یا اوضاع و احوال مشهود توسط مقام قضایی انجام می‌شود.
در تبصره‌ٔ ۱ همین ماده ذکر شده که در جرایم زنا و لواط و سایر جرایم منافی عفت اگر شاکی وجود نداشته باشد و متهم قصد اقرار داشته باشد، قاضی وی را توصیه به پوشاندن جرم و عدم اقرار می‌کند. در این جرایم اگر بزه دیده محجور (صغیر یا مجنون) باشد، ولی یا سرپرست قانونی او حق طرح شکایت دارد. بر این اساس، پیگیری جرایم منافی عفت نیاز به شکایت شاکی خصوصی دارد و تا زمانی که شاکی طرح شکایت نکند، این جرایم قابل پیگیری نیست.
نوع و شرایط ارتکاب این جرایم به نحوی است که امکان اطلاع مقام قضایی از آن‌ها بسیار محدود است و تا زمانی که طرح شکایت نشود یا افراد آگاه وقوع آن را اطلاع ندهند، یا مقام قضایی خود شاهد وقوع آن نباشد، آگاهی از آن مشکل است. جرایم منافی عفت معمولا دور از دید دیگران رخ می‌دهد و به همین علت آمار جرایم گزارش شده‌ای که مقام قضایی در جریان آن قرار می‌گیرد، با حجم واقعی ارتکاب این جرایم، قابل مقایسه نیست. بسیاری از جرایم منافی عفت به دلیل ترس بزه دیده از بزهکار و تمایل به حفظ آبرو، هیچ وقت کشف نمی‌شود و هیچ کس از آن آگاهی پیدا نمی‌کند. در نتیجه بزه دیده‌ای وجود دارد که حق او پایمال شده و بزهکاری که اگر چه مرتکب جرم شده، اما هیچ مجازاتی را تحمل نکرده است. در نتیجه اثر بازدارندگی مجازات نیز بر او بار نشده و او هیچ ترسی از ارتکاب مجدد جرم نخواهد داشت و ممکن است به راحتی به دفعات مرتکب همان جرم شود.


 

مجازات تجاوز جنسی


مطابق بند ت ماده ٢٢۴ قانون مجازات اسلامی وجود عنف در تجاوز جنسی ، یکی از مواردی است که منجر به تشدید کیفر زنا تا حد اعدام می گردد . در واقع هرگاه یکی از طرفین راضی به برقراری رابطه جنسی نبوده و دیگری وی را وادار به ارتکاب این عمل نماید این ویژگی برای شخص مکره از کیفیات مشدده محسوب می شود. از این رو تجاوز جنسی (تجاوز به عنف) در فقه و به تبع آن در قوانین کیفری ایران با تشدید مجازات همراه شده است. در واقع این عدم رضایت  قربانی است که آمیزش جنسی را به تجاوز جنسی تبدیل می کند. اگر این رضایت با حیله و و تقلب به دست آمده باشد باعث محکومیت مرتکب به تجاوز جنسی می شود. همانطور که در تبصره ی ٢ ماده ٢٢۴ مقرر شده :هر گاه کسی با زنی که راضی به زنای با او نباشد، در حال بیهوشی، خواب یا مستی زنا کند، رفتار او در حکم تجاوز جنسی است. در زنا از طریق اغفال و فریب دادن دختر نابالغ یا از طریق ربایش ، تهدید یا ترساندن زن ، اگرچه موجب تسلیم شدن او شود نیز حکم فوق جاری است » ، اما اگر این حیله و تقلب به صورتی باشد که به فرض مثال قربانی به خاطر وعده ی ازدواج تن به آمیزش جنسی داده باشد و فریب خورده باشد دیگر در قانون ما تجاوز به جنسی محسوب نمی شود زیرا به هر حال شخص به میل خود در رابطه جنسی ایفای نقش کرده است .علاوه بر کیفر اعدام متجاوز مقرر در بند ت ماده ٢٢۴ قانون مجازات  اسلامی۱٣٩٢ ، قانونگذار در ماده٢٣۱ این قانون ، پرداخت ارش البکاره و مهرالمثل را نیز بعنوان ضمانت اجرای مدنی تجاوز و راهکاری برای حمایت از بزه دیدگان زن تجاوز جنسی پیش بینی نموده است که در موارد زنای به عنف در صورتی که زن باکره باشد، مرتکب علاوه بر مجازات مقرر ، به پرداخت ارش البکاره و مهرالمثل نیز محکوم می شود و در صورتی که باکره نباشد، فقط به مجازات و پرداخت مهرالمثل محکوم می گردد.
 

دیدگاه کاربران
(مورد نیاز)
(مورد نیاز)