02188962168

لعان چیست چه شرایطی دارد

لعان چیست چه شرایطی دارد
خلاصه

معنی لعان-شرایط انجام لعان-مراحل انجام لعان- لعان در وضعیت کنونی-رجوع از لعان

19 8 00

معنی لعان به شکل ساده

لعان در لغت به معنای راندن، لعنت و نفرین کردن است. لعان دارای احکام خاص و ویژگی است. به اصطلاح بدین معنی است که؛ مرد مدعی می شود که همسر خود دچار روابط نامشروع شده است (زنا کار است) یا فرزند متولد شده متعلق به او نمی باشد و به وسیله ارتباط نامشروع همسر خود با دیگری متولد شده است.همچنین خانم نیز ادعاهای مطرح شده از سوی همسر خود را انکار نموده و یا در صورت متولد شدن فرزند آن را متعلق و ملحق به رابطه مشروع خود با همسر خود می نماید.

 

معنا و مفهوم و گستردگی لعان

نفرین و طردکردن همان معنا و مفهوم لعان است. زن و شوهر برای این که مشمول مجازات اسلامی حد قذف که همان ۸۰ ضربه شلاق، حد زنا و نفی ولد (فرزند متولدشده، فرزند مدعی نیست) نشوند، مراسم لعان برای هردو اجرا می‌شود. لعان باید براساس شرایط خاص خود انجام شود و نباید در آن تغییری اعمال گردد. لعان برای برطرف کردن مجازات حد به کار می‌رود.
لعان برای حذف کردن حد قذف که همان ۸۰ ضربه شلاق است به کار می‌رود. زمانی که شخص مسلمانی از طرف فردی به زنا محکوم می‌شود و نتواند او را با مدارک و شواهد خود محکوم کند، در این صورت فردی که انگشت اتهام را به طرف شخص مسلمان نشانه رفته، محکوم شده و باید مجازات ۸۰ ضربه شلاق را متحمل شود، به همین موازات، اگر مردی همسر خود را به فحشا متهم کند، و ادعا کند فرزندی که متولد شده، متعلق به او نیست، بنابراین زوج و زوجه لازم است که به حاکم شرع مراجعه کرده و همدیگر را در حضور حاکم شرع لعان کنند تا با این روش مشمول مجازات اسلامی نشوند.
بنابراین متوجه می‌شویم که اگر مردی به همسر خود مظنون است و او را در مظان اتهام فحشا قرار می‌دهد ولی نمی‌تواند برای اتهام خود، مدارک و شواهدی ارائه کند، در این صورت حاکم شرع، مجازات او را ۸۰ ضربه شلاق معین می‌کند که باید آن را متحمل شود. اگر از اتهامی که به همسر خود وارد می‌کند مطمئن است ولی مدارک و شواهدی ندارد، در این صورت لازم است که با لعان اتهام فحشاء را به همسر خود وارد کند و البته در این چنین مراسمی همسرش نیز اتهامات او را رد می‌کند.


 

شرایط انجام لعان 

برای لعان شرایطی به شرح زیر بیان شده است:
مرد باید همسرش را به زنا متهم کرده باشد و ادعا کند که این عمل را مشاهده کرده است؛ ولی دلیل و شاهد نداشته باشد.
زن همسر دائم مرد باشد و مشهور به زنا نباشد
با توجه به این شرایط، اگر مردی به همسرش نسبت زنا دهد، او را به‌اصطلاح «قذف» کرده است؛ یعنی به او تهمت زنا زده است. حال اگر نتواند دلیل و شاهدی برای این امر بیاورد، برای اینکه به مجازات قذف متهم نشود، باید همسر خود را لعان کند.


 

مراحل انجام لعان 

برای انجام لعان، مرد و زن باید طبق مراحل زیر عمل کنند:
هر دو درحضور حاکم شرع، به‌حالت قیام می‌ایستند.
مرد پس از تکرار ادعای خود، چهار بار می‌گوید: «اُشْهِدُ بِاللَّهِ اَنّی لَمِنَ الصَّادِقینَ فیما قُلتُ»؛ یعنی «خدا را گواه می‌گیرم که در ادعای خود (نسبت به زنا یا نفی ولد) راستگو هستم.»
سپس یک بار می‌گوید: «لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَیَّ انْ کُنْتُ مِنَ الْکاذِبینَ»؛ یعنی «اگر در ادعای خود دروغ‌گو باشم، لعنت خدا بر من باد.»
اگر زن ادعای مرد را قبول داشته باشد که در اینجا سکوت کرده و از ادای سوگند امتناع می‌ورزد. در این صورت، زنای او ثابت شده و به مجازات آن محکوم می‌شود؛ ولی اگر ادعای مطرح‌شده را نپذیرد، در جواب مرد چهار بار می‌گوید: «اُشْهِدُ بِاللَّهِ انّهُ لَمِنَ الکاذِبینَ فی مَقالَتِهِ»؛ یعنی «خدا را گواه می‌گیرم که او (شوهر) در ادعای خود دروغ‌گوست.»
آنگاه می‌گوید: «اِنَّ غَضَبَ اللَّهِ عَلَیَّ انْ کانَ مِنَ الصَّادِقینَ»؛ یعنی «اگر او در ادعای خود راستگو باشد، خشم خدا بر من باد.»


 

آثار لعان :

 اگر لعان حسب تشریفات مقرر واقع شود، میان طرفین، آثاری به شرح زیر خواهد داشت:
1- سقوط حد قذف از زوج و حد زنا از زوجه
2- انفساخ عقد نکاح. (لازم به ذکر است که انفساخ نکاح به این سببه تاثیری بر مهریه ندارد ولذا اگر مرد به دلیل مهریه مدیون همسرش باشد، حتی انفساخ نکاح به مبلمان موجبه برائت ذمه وی نمی شود، زیرا، با انعقاد عقد نکاح، مهریه بر ذمه مرد تعلق میگیرد). |
۳- تحقق حرمت ابدی میان زوجین (ماده ۱۰۵۲ نيم)
۴- اگر لعان به منظور نفی ولد باشد، بعد از تحقق لعان نسب طفل از مرد سلب میشوده ولی نسبت طفل مزبور از مادرش سلسه نمیشود و آثار نسب مشروع بر این رابطه بار میشود. پلیری که از طریق لمعان نفی ولد می کند. از طفل نفی شده، ارث نمیبرد.



 

نتایج لعان

زمانی که زوج و زوجه در حضور قاضی، مراسم لعان را به درستی به انجام رساندند، آثار ذیل را می توان برای آن مدنظر گرفت:

منحل شدن نکاح بین زوجین

زمانی که زوج و زوجه در برابر قاضی به یکدیگر لعنت می‌فرستند، قاضی آن دو را نسبت به هم حرام می کند و حق ندارند که دوباره باهم ازدواج کنند. زوجین بعد از مراسم لعان، از هم جدا می‌شوند و لزومی ندارد که قاضی، صیغه طلاق را بر آن ها جاری سازد، بخاطر این که مراسم لعان، جداکننده زوجین از هم است و صیغه طلاق لزومی ندارد.

رابطه زوجین

زمانی که لعان به پایان می‌رسد، زن و مرد دیگر مانند گذشته نسبت به هم محرم نیستند. زوجه باید برای ازدواج مجدد عده نگه دارد. لازم است که زن مطلقه به اندازه سه طهر (پاکی و طهارت از خون حیض که تا سه ماه برابری می‌کند) عده نگه دارد. پس از به پایان رسیدن دوران عده، زوجه می‌تواند ازدواج کند.

حد قذف و حد زنا

زمانی که مراسم لعان به پایان رسید، دیگر مرد به مجازات ۸۰ ضربه شلاق و زن به تحمل مجازات زنا محکوم نخواهند شد. در صورتی که زوج لعان کرد و زوجه، از اجرای آن سرباز زد، بنابراین مرد از تحمل مجازات مبری شده و در عوض زوجه به تحمل مجازات زنا محکوم خواهد شد.

عدم ارتباط فرزند و پدر

زمانی که پدر، فرزند به دنیا آمده را از آن خود نداند ارتباط بین این دو نیز قطع می‌شود و فرزند نمی تواند از میراث پدر استفاده نماید. البته رابطه بین مادر و فرزند پابرجا بوده و میراث مادری به فرزند می‌رسد.

 

لعان در وضعیت کنونی

حکم لعان، ریشه در فقه و شریعت ما داشته است که در قانون مدنی بخش خانواده نیز تاکید شده است.
اما از آنجایی که با پیشرفت جامعه بشری و همچنین پیدایش و گسترش تکنولوژی که همواره مسیر جدیدی را به جهت حل مشکلات و ارائه خدمات نسبت به گذشته به افراد ارائه داده است حکم به لعان را امروزه مطابق با فقه و قانون مدنی که مدت زمان بسیار زیادی از تصویب آن گذشته است کمی با مشکل روبرو می کند.در صورتی حکم به لعان می شود که هیچ مدارک و شواهدی در خصوص خیانت خانم به همسر خود و برقراری رابطه جنسی با مرد دیگر یا ادعای عدم الحاق فرزند متولد شده به مرد وجود نداشته باشد.
حال امروزه که پزشکی قانونی نقش بسزایی در ثبوت و بطلان بسیاری از دعاوی دارد می تواند به طرفین کمک های شایانی نماید.
برای مثال در صورتی که مرد مدعی باشد فرزند متولد شده متعلق به او نمی باشد با انجام آزمایش DNA این موضوع به راحتی قابل تشخیص می باشد. البته لازم به ذکر است مرد می تواند جدای از لعان همسر خود، دعوای نفی نسب را نیز طرح نماید.
بدین صورت که حداکثر ظرف دو ماه از تاریخ اطلاع یافتن از عدم تعلق فرزند متولد شده به خود و طرح دعوا و اثبات این موضوع و حکم دادگاه در این خصوص فرزند متولد شده به مرد ملحق نمی شود.


 

رجوع از لعان

در لعانى که به سبب انکار ولد انجام شده، ممکن است پدر پس از آن، از این عمل خویش پشیمان شده و ادعاى خودرا، که نفى ولد حاصل از همسر دائمى خود است، پس بگیرد و فرزند مزبور را متعلق به خویش بداند.
از لحاظ حقوقى چنین رجوعى ممکن است و داراى آثار حقوقى متعددى است. ماده 883 ق.م مى گوید: «هر گاه پدر ازلعان رجوع کند پسر از او ارث مى برد لیکن از ارحام پدر و همچنین پدر و ارحام پدرى از پسر ارث نمى برند.»
از ظاهر این ماده به دست مى آید که قانون گذار تنها رجوع از لعانى را مؤثر مى داند که مربوط به نفى نسب پسر باشد.بنابر این پدرى که فرزند دختر خود را انکار کرده است نمى تواند با رجوع از این انکار، دوباره بین خود و آن فرزند رابطه نسبى برقرار سازد. لذا در چنین فرضى با وقوع لعان براى همیشه رابطه پدر و فرزندى بین آنان قطع خواهد شد.
ولى نمى توان به چنین تفسیر خشک و به ظاهر ماده اکتفا نمود؛ زیرا از لحاظ حقوقى جنسیت فرزندان نمى تواندتاثیرى در روابط قانونى آنان با پدر و مادر خویش داشته باشد. بنابراین چنانچه فرزند دختر یا خنثایى نیز مورد لعان قرارگیرد، رجوع پدر از ادعاى خود باعث خواهد شد که حکم ماده 883 ق.م درباره وى نیز صادق باشد.
قانون نویس مدنى ما که در انشاى اکثر مواد قانون از شیوه و سبک مؤلفین قدیم استفاده نموده و این پاى بندى به سبک آنان در بسیارى از جاها مشهود است در نگارش این ماده نیز از آن خارج نشده است. با دقت در بعضى از متون فقهى به دست مى آید که اینان نیز در بیان حکم رجوع از لعان، کلمه «پسر» را به کار برده اند، بدون این که به لوازم آن یعنى نفى حکم راجع به دختر یا خنثى پاى بند باشند. البته چنین نگارشى پیش از آن که به تسامح نسبت داده شود متکى به نصوصى است که در آن واژه «پسر» به کار رفته است.با توضیحاتى که داده شد مشخص مى گردد که کلمه «پسر» مندرج در ماده 883 ق.م خصوصیتى ندارد و شامل هر نوع فرزند و با هر نوع جنسیتى مى گردد. بر قانون گذار است که در اصلاحات آینده، با تغییر واژه «پسر» به «فرزند» نقیصه موجود را رفع نماید. کسى که تفسیر خشک و ادبى صرف رابدون توجه به تفسیر تاریخى شیوه خود قرار داده باشد مى تواند حکم این ماده را مخصوص فرزندان پسر بداند و درسایر جنسیت ها قابل اجرا نداند. بدیهى است چنین تفسیرى بى نهایت دور از موازین حقوقى و قضایى خواهد بود ودیده نشده نویسنده اى چنین عمل کرده باشد.



موسسه حقوقی آرازفرتاک  به شماره ثبث  در تهران تاسیس شده  که از حاذق ترین ومعتبرترین در بخش های حقوق تجارت بین الملل و حقوق و دعاوی داخلی به ارائه خدمات مشاوره حقوقی،مشاوره حقوقی خانواده و وکالت به اشخاص حقیقی و حقوقی اعم از داخلی و خارجی می پردازد.این موسسه  حقوقی در تهران در زمینه های تجارت الکترونیک، حقوق استارتاپ ها و شرکت ها، قانون مالکیت معنوی و اموال و مالکیت ، خدمات حقوقی به شرکت های دانش بنیان می تواند به شما عزیزان مشاوره دهد.



 

دیدگاه کاربران
(مورد نیاز)
(مورد نیاز)